اطلاعات اعلامشده از سوی اداره طالبان در افغانستان نشان میدهد که در روند اجرای فاز اول و دوم دهلیز واخان، پیشرفت قابلتوجهی حاصل شده است. کارشناسان اقتصادی تأکید میکنند که تکمیل این مسیر، دروازهای برای دسترسی مستقیم افغانستان به بازار عظیم چین خواهد گشود و با افزایش ظرفیت صادرات، فرصت حیاتی برای توسعه اقتصادی مردم افغانستان که با شرایط دشوار اقتصادی مواجه هستند، فراهم خواهد کرد.
این گزارش که بر اساس تحلیلهای ارائهشده در گفتوگوهای تیآرتی فارسی با کارشناسان تهیه شده است، بهصورت جامع به اهمیت ژئواکونومیک این دهلیز، رقابت میان بازیگران و چالشهای اساسی پیشروی این پروژه میپردازد.
عصمت خراسانلی، متخصص مسائل ایران و افغانستان در بنیاد ستا، در گفتوگو با تیآرتی فارسی سخنان خود را با اشاره به اعلامیه معاونت اقتصادی نخستوزیری اداره طالبان در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۲۶ آغاز کرد و یادآور شد که بر اساس این اعلام، ۶۰ درصد از فاز اول و ۷۴ درصد از فاز دوم دهلیز اقتصادی واخان تکمیل شده است.
خراسانلی توضیح داد که این دهلیز در شهرستان واخان ولایت بدخشان افغانستان قرار دارد و چین و افغانستان را به یکدیگر متصل میکند. وی افزود واخان نام منطقهای باریک است که میان پاکستان و تاجیکستان قرار گرفته و افغانستان را بهطور مستقیم به چین متصل میسازد؛ به همین دلیل این منطقه در ادبیات تخصصی با عنوان کریدور واخان شناخته میشود.
وی همچنین اشاره کرد که طول این کریدور حدود ۳۵۰ کیلومتر است و عرض آن در عریضترین نقطه به ۶۴ کیلومتر و در باریکترین نقطه به ۱۶ کیلومتر میرسد. در شرایط کنونی، طرح ساخت جادهای از ولایت بدخشان افغانستان تا مرز چین در دست اجراست که دهلیز اقتصادی واخان نامیده میشود.
خراسانلی تأکید کرد که اداره طالبان با تکمیل این جاده در پی بهرهمندی از مزایای اقتصادی چین است و در مقابل، چین نیز قصد دارد از این مسیر به منابع زیرزمینی افغانستان دسترسی پیدا کند.
وی افزود که دهلیز واخان علاوه بر اتصال مستقیم افغانستان به چین، نقطه پیوند میان پاکستان و تاجیکستان نیز محسوب میشود.
او یادآور شد که پاکستان سالهاست با افغانستان و تاجیکستان درباره این موضوع رایزنی کرده و هدف آن، ایجاد مسیر ارتباطی مستقیم از خاک خود به تاجیکستان و در نتیجه دسترسی به حوزه تجاری آسیای مرکزی است. در عین حال، بهدلیل آنکه این دهلیز در خاک افغانستان قرار دارد، هرگونه عبور و مرور از آن باید تحت نظارت و موافقت افغانستان انجام شود.
خراسانلی تأکید کرد که این دهلیز نهتنها از منظر اتصال چین و افغانستان اهمیت دارد، بلکه از نظر پیوند میان آسیای جنوبی و آسیای مرکزی نیز بسیار مهم است.
وی همچنین خاطرنشان کرد که این منطقه در گذشته بخشی از مسیر جاده ابریشم بوده و از نظر تاریخی نقش مهمی در اتصال مناطق مختلف ایفا کرده است. به گفته او، در شرایط کنونی که اتصالپذیری اهمیت بیشتری یافته، این موضوع دوباره مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، وی به چالشها نیز اشاره کرد و گفت محدودیت منابع افغانستان و کوهستانی بودن شدید منطقه واخان باعث شده برنامهریزی برای احداث این مسیرها از طریق سایر کشورها با نگرانیهایی همراه باشد. یکی از این نگرانیها، طرح پاکستان برای ساخت مسیر عبوری ۱۸ کیلومتری در این کریدور است که ۱۶ کیلومتر آن از طریق تونل و تنها ۲ کیلومتر آن بهصورت سطحی خواهد بود. به گفته وی، این موضوع میتواند در آینده به ادعای کنترل پاکستان بر این مسیر منجر شود.
او افزود که تاجیکستان در سوی دیگر این مسیر اعلام کرده بدون موافقت افغانستان اقدامی در این زمینه انجام نخواهد داد. همچنین، مسیر اتصال چین و افغانستان عمدتاً از مناطق قدیمی جاده ابریشم عبور میکند و در مقایسه با مسیرهای پیشنهادی میان تاجیکستان و پاکستان، ریسک کمتری دارد. خراسانلی تأکید کرد که چین نیز با کنترل کامل این مسیر توسط افغانستان مخالفتی ندارد. وی در نهایت پیشبینی کرد که این گذرگاه در آینده نزدیک افتتاح شود و این امر بهطور قطع تأثیر مثبتی بر حجم تجارت میان دو کشور خواهد داشت. او افزود که در حال حاضر، بخش عمده تجارت میان چین و افغانستان از طریق بنادر پاکستان و مسیرهای دریایی انجام میشود.
دکتر رحیم فرزام، کارشناس مرکز مطالعات ایرانی (ایرام)، در گفتوگو با تیآرتی فارسی اهمیت این گذرگاه را در سه محور خلاصه کرد.
ابتدا، وی به موقعیت جغرافیایی این کریدور اشاره کرد و آن را از نظر ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک یک نقطه عبوری بسیار مهم دانست. به گفته او، این کریدور باریک در شمالشرق افغانستان، بهعنوان پلی میان چین، پاکستان، تاجیکستان و بهطور غیرمستقیم میان آسیای مرکزی و جنوبی عمل میکند. وی افزود که سابقه تاریخی آن بهعنوان بخشی از جاده ابریشم، این نقش را تقویت کرده است. همچنین تأکید کرد که احداث جاده یا خط آهن در این مسیر میتواند افغانستان را مستقیماً به چین متصل کرده و روند ادغام آن در شبکههای تجاری منطقهای را تسهیل کند.
دوم، فرزام اهمیت این گذرگاه را ناشی از ظرفیت اقتصادی و ارتباطی آن دانست و گفت با توجه به نیاز روزافزون چین به انرژی و مواد خام و در مقابل، منابع طبیعی افغانستان، این مسیر میتواند مکملی اقتصادی برای دو طرف باشد. وی افزود که در صورت ادغام این گذرگاه با طرحهایی مانند ابتکار کمربند و جاده چین (BRI) و کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)، امکان ایجاد مسیرهای تجاری جدید میان آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و حتی خاورمیانه فراهم خواهد شد که برای افغانستان به معنای درآمد ترانزیتی، سرمایهگذاری زیرساختی و رونق اقتصادی است.
سوم، وی به بُعد رقابت قدرتهای منطقهای و مسائل امنیتی اشاره کرد و گفت این گذرگاه محل تلاقی منافع بازیگرانی چون چین، پاکستان، هند و حتی ایالات متحده است. او توضیح داد که این مسیر برای پاکستان فرصتی جهت دسترسی به آسیای مرکزی فراهم میکند، در حالی که هند نسبت به تضعیف موقعیت منطقهای خود نگران است. همچنین چین با وجود فرصتهای اقتصادی، بهدلیل نگرانیهای امنیتی مرتبط با منطقه سینکیانگ، با احتیاط به این پروژه نگاه میکند. به گفته فرزام، این کریدور تنها یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه عرصهای از رقابت ژئوپلیتیک نیز به شمار میرود.
در نهایت، فرزام تأکید کرد که با وجود تمام این ظرفیتها، باید چالشهای پروژه نیز در نظر گرفته شود. وی به کوهستانی بودن شدید منطقه، بسته بودن مسیر در بخش زیادی از سال و هزینههای بالای زیرساختی اشاره کرد و گفت این عوامل، اجرای پروژه را از نظر فنی و اقتصادی دشوار میسازد. همچنین وجود خطرات امنیتی و مسیرهای جایگزین (مانند مسیرهای موجود از طریق آسیای مرکزی به چین) میتواند از جذابیت این گذرگاه بکاهد.
با این حال، وی در پایان تأکید کرد که در صورت تأمین سرمایهگذاری مناسب، امنیت و هماهنگی سیاسی، گذرگاه واخان میتواند به ابزاری راهبردی برای تقویت نقش افغانستان در نظام منطقهای تبدیل شود.

















