جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ بهطور رسمی به عنوان بزرگترین جام جهانی تاریخ در یادها خواهد ماند. برای نخستین بار ۴۸ تیم در این رقابتها حضور داشتند، ورزشگاهها مملو از تماشاگر بودند و میلیاردها نفر این مسابقات را دنبال کردند. از نظر ورزشی، این جام جهانی همه آن چیزی را ارائه کرد که میتوان از یک رویداد جهانی فوتبال انتظار داشت.
با این حال، ممکن است خاطره اصلی از این رقابتها چیز دیگری باشد، سالها بعد، هواداران احتمالاً تنها قهرمانی اسپانیا در فینال یا مسیر آرژانتین در این تورنمنت را به یاد نخواهند آورد. در کنار آن، اتفاقاتی نیز در ذهنها باقی خواهد ماند که نشان داد فوتبال تا چه اندازه با سیاست، مسائل امنیتی و مناقشات ژئوپلیتیکی درهمتنیده شده است.
به همین دلیل، جام جهانی ۲۰۲۶ چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی بود. این مسابقات به آینهای از نظم بینالمللی تبدیل شد.
میان نفوذ سیاسی و استقلال ورزشی
نمادینترین نمونه این موضوع شاید در پشت صحنه رقابتها رخ داد.
الکساندر چفرین، رئیس یوفا، در فینال جام جهانی حضور پیدا نکرد. دلیل این تصمیم، لغو محرومیت فولارین بالوگون پس از گفتوگویی میان دونالد ترامپ و رئیس فیفا، جیانی اینفانتینو بود.
در ظاهر، موضوع تنها به یک بازیکن مشخص مربوط میشد. اما در عمل، این تصور ایجاد شد که نفوذ سیاسی میتواند حتی بر تصمیمهای فیفا نیز تأثیر بگذارد.
تنها چند روز بعد، پرسش دیگری درباره استقلال فدراسیون جهانی فوتبال مطرح شد.
چند بازیکن تیم ملی آرژانتین پس از پیروزی مقابل انگلیس در مرحله نیمهنهایی، بنری را با نوشته (مالویناس متعلق به آرژانتین است) به نمایش گذاشتند.
اختلاف بر سر جزایر فالکلند یا مالویناس، یکی از حساسترین مناقشات سرزمینی میان آرژانتین و بریتانیا در چند دهه گذشته بوده است. بازیکنان پس از این اقدام، بدون آنکه مجازات مشخصی علیه آنها اعمال شود، در فینال نیز به میدان رفتند.
اینکه آیا اعمال مجازات انضباطی در چنین شرایطی موجه بود یا نه، بحث دیگری است. پرسش اصلی این است:
آیا فیفا در یک مناقشه سرزمینی مشابه، همیشه با همین معیار رفتار خواهد کرد؟
دقیقاً به این دلیل که فدراسیون جهانی فوتبال همواره بیطرفی سیاسی را از اصول خود معرفی میکند، تفاوت در برداشتها بهطور طبیعی پرسشهایی درباره ثبات و یکسانی تصمیمهای این نهاد ایجاد میکند.
یک جام جهانی بر پایه قوانین برابر برای همه شکل میگیرد. اما به همان اندازه اهمیت دارد که این احساس وجود داشته باشد که این قوانین برای همه به یک شکل اجرا میشوند.
جام جهانی با ورزشگاههای باز، اما مرزهای بسته
تأثیر سیاستهای دولتی بیش از هر چیز در قوانین ورود به کشورها آشکار شد.
عمر عبدالکادر آرتان، داور سومالیایی و یکی از داورانی که فیفا برای قضاوت در جام جهانی انتخاب کرده بود، با وجود داشتن مدارک معتبر، اجازه ورود به ایالات متحده را پیدا نکرد و مجبور شد به استانبول بازگردد. دلیل اعلامشده برای این تصمیم تنها «نگرانیهای امنیتی» بود. فیفا اعلام کرد که هیچ کنترلی بر تصمیمهای ملی در زمینه مهاجرت ندارد.
تیم ملی ایران نیز تورنمنتی غیرمعمول را تجربه کرد.
به دلیل تنشهای سیاسی میان ایالات متحده و ایران، این تیم مجبور شد اردوی تمرینی خود را به تیخوانا در مکزیک منتقل کند. پس از دیدار نخست مقابل نیوزیلند، تیم ملی ایران همان شب دوباره به مکزیک بازگشت.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم، اعتراض کرد که بازیکنانش حتی زمان کافی برای ریکاوری و استراحت در اختیار نداشتهاند. در مقابل، مقامهای آمریکایی اعلام کردند که این روند از ابتدا برنامهریزی شده بود.
اما تنها تیمها نبودند که محدودیتهای مرزی را تجربه کردند؛ هواداران نیز با این مشکل مواجه شدند.
سازمانهای حقوق بشری گزارش دادند که شمار زیادی از هواداران از کشورهای آفریقایی، عربی و آسیایی، با وجود داشتن بلیت مسابقات، موفق به دریافت ویزا نشدند یا به دلیل روندهای طولانی اداری اصلاً نتوانستند سفر کنند.
جام جهانی هرچند بزرگتر از هر دوره دیگری بود، اما همه افراد امکان حضور واقعی در آن را پیدا نکردند.
شاید یکی از بزرگترین تناقضهای این تورنمنت دقیقاً در همین نقطه آشکار شد؛ جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر دوره دیگری امکان حضور کشورهای مختلف را فراهم کرد، اما همزمان بسیاری از شهروندان همین کشورها به دلیل محدودیتهای سفر و ورود، نتوانستند این رویداد جهانی را از نزدیک تجربه کنند.
امنیت و فناوری؛ بازیگران اصلی جدید
هر جنجالی الزاماً نشانه بیعدالتی نبود. زمانی که لیونل مسی به همراه تیم ملی آرژانتین وارد میامی شد، حتی مشهورترین فوتبالیست جهان نیز از روندهای معمول امنیتی مستثنا نشد و مجبور شد از دستگاه فلزیاب عبور کند. برای او هیچ امتیاز ویژهای در نظر گرفته نشد و روندهای بازرسی امنیتی دربارهاش نیز کنار گذاشته نشد.
بسیاری از ناظران این برخورد یکسان را نشانهای مثبت از اجرای برابر قوانین دانستند.
اهمیت نمادین این لحظه دقیقاً در همین نکته بود. مسئله صرفاً عبور مسی از یک کنترل امنیتی نبود؛ بلکه این تصویر نشان میداد که تدابیر و پروتکلهای امنیتی تا چه اندازه به بخش جداییناپذیر این تورنمنت تبدیل شده بودند.
حتی بزرگترین ستاره فوتبال جهان نیز باید در چارچوب سیستمی حرکت میکرد که در آن ملاحظات امنیتی، جایگاه ویژهای داشتند.
در کنار مسائل امنیتی، فناوری کمکداور ویدیویی (VAR) نیز به یکی از موضوعات بحثبرانگیز این جام جهانی تبدیل شد.
چندین تصمیم داوری، از جمله در دیدار مرحله یکهشتم نهایی میان مصر و آرژانتین، موجی از بحث و انتقاد به همراه داشت. فدراسیون فوتبال مصر معتقد بود تیمش از برخی تصمیمها متضرر شده است، در حالی که فیفا از عملکرد داوران و تصمیمهای اتخاذشده دفاع کرد.
در دیگر مسابقات نیز استفاده از فناوریهایی مانند حسگرها و مداخلات VAR این پرسش را مطرح کرد که آیا افزایش دقت فنی الزاماً به معنای تحقق عدالت بیشتر در فوتبال است یا خیر.
هدف فناوری، کاهش اشتباهات انسانی است؛ اما حتی پیشرفتهترین ابزارها نیز نمیتوانند جای اعتماد و پذیرش تماشاگران را بگیرند.
در نهایت، اهمیت یک تصمیم تنها به درست یا نادرست بودن آن محدود نمیشود؛ بلکه این موضوع نیز اهمیت دارد که تصمیم اتخاذشده برای هواداران، قابل فهم، منصفانه و سازگار با معیارهایی باشد که برای همه به یک شکل اجرا میشوند.
چه کسی واقعاً به جام جهانی تعلق دارد؟
در کنار سیاست و امنیت، بُعد اقتصادی این رقابتها نیز به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد.
قیمت بلیتها به بالاترین سطح تاریخی خود رسید. برای بسیاری از خانوادهها، حتی دیدارهای مرحله گروهی نیز به یک کالای لوکس تبدیل شد؛ در حالی که قیمت بلیتهای فینال در بازار ثانویه به رقمهای نجومی رسید.
به این ترتیب، نوع دیگری از محرومیت این بار نه به دلیل ویزا یا مرزها، بلکه به دلیل توان مالی شکل گرفت.
تنشهای اجتماعی دیگری نیز در جریان این رقابتها به وجود آمد.
پس از پیروزی فرانسه مقابل پاراگوئه، اظهارات نژادپرستانه یک سیاستمدار پاراگوئهای علیه کیلیان امباپه با واکنش و خشم بینالمللی روبهرو شد.
این اتفاق نشان داد که اختلافات سیاسی دیگر تنها محدود به فدراسیونها یا دولتها نیست، بلکه بیش از پیش به بازیکنان نیز کشیده میشود.
حتی بحثهای کوچکتر، مانند توقفهای اجباری برای نوشیدن آب که بسیاری از هواداران آن را فرصتی اضافی برای نمایش تبلیغات میدانستند، نشان داد که منافع اقتصادی تا چه اندازه بر روند برگزاری مسابقه فوتبال تأثیر گذاشتهاند.
هیچکدام از این اتفاقات بهتنهایی نمیتواند روایتگر یک جام جهانی باشد، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، داستانی واحد از این تورنمنت را بازگو میکنند.
داستان یک تورنمنت که در آن مرزها، کنترلهای امنیتی، مناقشات ژئوپلیتیکی، منافع اقتصادی و تصمیمهای نهادهای ورزشی، تقریباً به اندازه گلها، تاکتیکها و قهرمانیها مورد بحث قرار گرفتند.
شاید دقیقاً همین موضوع، میراث جام جهانی ۲۰۲۶ باشد نه به این دلیل که فوتبال ناپدید شد، بلکه به این دلیل که در کنار فوتبال، ناگهان بسیاری از موضوعات دیگر نیز به همان اندازه قابل مشاهده شدند.
اگر چند سال دیگر به این جام جهانی نگاه شود، بدون شک فینال نیز در یادها خواهد ماند. اما بسیاری همچنین به داوری که از ورود منع شد، تیم ملی ایران، بنرهای سیاسی، کنترلهای امنیتی، مشکلات مربوط به ویزا، بحثهای پیرامون VAR و بلیتهای غیرقابلپرداخت فکر خواهند کرد.
این یک قضاوت درباره جام جهانی ۲۰۲۶ نیست، بلکه یادآوری این واقعیت است که فوتبال، اگرچه میتواند جهان را به یکدیگر نزدیک کند، اما بیش از گذشته نمیتواند خود را از واقعیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این جهان جدا نگه دارد.
دکتر محمدعلی اوچار
نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.






















