صادق احمد در دوران دبیرستان، مقالهای با عنوان «در انتظار خورشید» برای یک روزنامه محلی نوشت و در آن اعلام کرد: ترکهای تراکیه غربی به خورشیدی نیاز دارند که آنها را از تاریکی بیرون آورد.
احمد که زندگی خود را وقف دفاع از حقوق ترکهای تراکیه غربی کرده بود؛ حقوقی که در پیمان لوزان امضاشده در ۲۴ جولای ۱۹۲۳ تضمین شده بود. وی در ۲۴ جولای ۱۹۹۵، درست در سالروز امضای این پیمان و در اوج مبارزهای که زندگی خود را به وقف آن کرده بود، در یک سانحه رانندگی مشکوک درگذشت.
او با مرگ خود، آرمانی را که دههها بر دوش کشیده بود، به دست مردمش سپرد.
احمد در سال ۱۹۴۷ در روستای کوچوک سیرکلی، در نزدیکی گومولجینه، یکی از قدیمیترین شهرهای تراکیه غربی، متولد شد. او پس از پایان تحصیلات پزشکی در شهر تسالونیکی یونان، بهعنوان پزشک به زادگاهش بازگشت.
اما آنچه در آنجا با آن مواجه شد، به او اجازه نداد که صرفاً به حرفه پزشکی بسنده کند.
وضعیت اسفناک جامعهای که هویتش انکار میشد، نهادهای دینیاش تحت کنترل قرار گرفته بود و مدارسش یکی پس از دیگری تعطیل میشدند، او را ابتدا به مدافع حقوق این جامعه و سپس به یکی از چهرههای برجسته ترکهای تراکیه غربی تبدیل کرد.
تراکیه غربی که با بلغارستان و منطقه مقدونیه یونان نیز هممرز است، محل زندگی حدود ۱۵۰ هزار ترکتبار است که تقریباً یکسوم جمعیت این منطقه را تشکیل میدهند.
ترکهای تراکیه غربی در سال ۱۹۱۳، حدود یک دهه پیش از تأسیس جمهوری ترکیه، جمهوری را بنیان گذاشتند که از آن بهعنوان نخستین جمهوری ترک در تاریخ یاد میشود.
پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ صرفاً مرزها را از نو ترسیم نکرد، بلکه تعهدی متقابل نیز ایجاد کرد. بر این اساس، ترکهای تراکیه غربی تحت حاکمیت یونان باقی میماندند و یونانیان استانبول و جزایر گوکچهآدا، موسوم به ایمروس، و بوزجاآدا در دریای اژه، تحت حاکمیت ترکیه قرار میگرفتند.
صادق احمد مبارزه خود را بر مبنای حقوق بینالملل بنا کرد. پیمان سال ۱۹۲۳، حق ترکهای تراکیه غربی برای حفظ هویت، زبان و نهادهای دینی خود را تضمین کرده بود.
با این حال، اعضای جامعه ترکهای تراکیه غربی از دیرباز معتقدند که یونان به این تضمینها پایبند نمانده است.
محدودیتهایی که در دوران حکومت نظامی سال ۱۹۶۷ تشدید شده بود، پس از تیرهتر شدن روابط ترکیه و یونان در سال ۱۹۷۴ ابعاد گستردهتری یافت.
در آن دوره، هزاران تن از ترکهای تراکیه غربی بر اساس ماده ۱۹ قانون تابعیت یونان، تابعیت یونانی خود را از دست دادند.
صادق احمد که حاضر نبود در برابر این واقعیت سکوت کند، مبارزهای را آغاز کرد که به رویدادی تاریخی تبدیل شد و در نهایت بهای آن را با جان خود پرداخت.
اعتراض به انکار هویت ترک آنان
صادق احمد در سال ۱۹۸۵ کارزار جمعآوری امضایی را برای رساندن صدای ترکهای تراکیه غربی به عرصه بینالمللی آغاز کرد.
چیغدم آسافاوغلو، رئیس کنونی حزب دوستی، برابری و صلح موسوم به «DEB» که صادق احمد آن را بنیان گذاشت، آن روزها و مواضع او را چنین به یاد میآورد:
آسافاوغلو به تیآرتی ورلد گفت: بهدلیل برگههای امضاشده مربوط به کارزار جمعآوری امضا که در خودروی احمد پیدا شده بود، علیه او پرونده کیفری تشکیل دادند. اما این روند به مبارزهای برای موجودیت کل جامعه تبدیل شد و رویدادهای ۲۹ ژانویه ۱۹۸۸ را رقم زد.
وی افزود: ترکهای تراکیه غربی برای نخستین بار در برابر انکار هویت ترکی خود، مقاومتی گسترده و جمعی را شکل دادند. احمد مردی شجاع بود؛ در دورانی که حتی گفتن واژه «ترک» ممنوع بود، با قاطعیت اعلام کرد: من ترک هستم و ترک باقی خواهم ماند.» نقش او در تمامی دستاوردهایی که تاکنون حاصل شده، قابل اندازهگیری نیست.
صادق احمد با وجود آنکه بهدلیل فعالیتهایش به زندان محکوم شده بود، در سال ۱۹۸۹ بهعنوان نامزد مستقل وارد پارلمان یونان شد و در سال ۱۹۹۱ حزب دوستی، برابری و صلح را تأسیس کرد؛ حزبی که نخستین و تنها حزب سیاسی نماینده این اقلیت به شمار میرود.
بهگفته حامیان جامعه ترکهای تراکیه غربی، آتن برای جلوگیری از پیشرفت سیاسی صادق احمد، قانون انتخابات را تغییر داد و حد نصاب سهدرصدی در سطح ملی تعیین کرد؛ اقدامی که در عمل راه ورود نامزدهای مستقل این جامعه به پارلمان را مسدود میکرد.
آسافاوغلو میگوید این مانع همچنان پابرجا است.
او گفت: امروز تنها راه انتخاب نمایندگان ما، حضور آنان در فهرست احزاب سیاسی یونان است؛ با این حال، این نمایندگان نیز تحت کنترل قرار دارند. حد نصاب سهدرصدی که مانعی در برابر فعالیت حزب دوستی، برابری و صلح نیز به شمار میرود، باید هرچه سریعتر و در راستای اصول دموکراسی لغو شود.
حامیان جامعه ترکهای تراکیه غربی، نحوه تعیین مفتیها و مشکلات حوزه آموزش را نیز از مطالبات دیرینه این جامعه میدانند.
پیمان لوزان حق جامعه ترکهای تراکیه غربی برای انتخاب رهبران دینی خود را تضمین کرده است؛ با این حال، اعضای این جامعه میگویند یونان با صدور فرمانی ریاستجمهوری در سال ۱۹۹۰، عملاً این حق را متوقف کرد.
در حال حاضر، در شهرهای گومولجینه و ایسکچه، هم مفتیهای منتخب جامعه ترکهای تراکیه غربی و هم مفتیهای منصوب دولت یونان حضور دارند.
آسافاوغلو گفت: در حالی که مقامهای یونانی مفتیهای منصوب را بهعنوان طرف گفتوگو به رسمیت میشناسند، اما آنان تنها بر شمار بسیار محدودی از مساجد نظارت دارند و ارتباط مؤثری نیز با جامعه ترکهای تراکیه غربی ندارند. اگر مسئله صرفاً دینی بود، باید به انتخاب این جامعه احترام گذاشته میشد؛ اما این موضوع در واقع به اعمال کنترل سیاسی مربوط است.
مشکلات مشابهی در حوزه آموزش نیز وجود دارد. نمایندگان جامعه ترکهای تراکیه غربی میگویند شمار مدارس ویژه این جامعه بهطور پیوسته کاهش یافته است؛ زیرا دولت یونان با استناد به کمبود شمار دانشآموزان، این مدارس را تعطیل میکند.
آسافاوغلو معتقد است این سیاست با روح پیمان لوزان در تضاد است.
وی گفت: تعطیلی مدارس متعلق به اقلیت ترک و مسلمانِ تراکیه غربی، بدون در نظر گرفتن جایگاه حقوقی ویژه آنها و با توجیههایی مانند صرفهجویی اقتصادی و کاهش شمار دانشآموزان، با روح پیمان لوزان مغایرت دارد.
وی گفت: این اقدامات برای تعطیلی مدارس، فاقد حسن نیت است و با هدف همگونسازی جامعه ترکهای تراکیه غربی، تغییر هویت آنان و از میان بردن خودمختاری آموزشی این جامعه انجام میشود.
فوندا صادقاحمد بایر، وکیل و دختر صادق احمد که راه و میراث پدرش را ادامه میدهد، میگوید ممکن است روشها در طول سالها تغییر کرده باشند، اما چالشهای اساسی همچنان بدون تغییر باقی ماندهاند.
بایر به تیآرتی ورلد گفت: در طول بیش از ۳۱ سال، مردم بهسختی توانستهاند کسبوکار راهاندازی کنند، زمینهای خود را کشت کنند، به تجارت بپردازند و در مدارس ترکزبان تحصیل کنند؛ با این حال، حقوق اقلیت هیچگاه بهطور کامل محقق نشده است.
او افزود: آنان با وجود آنکه شهروند یونان هستند، همچنان با رفتاری در حد شهروند درجهدو مواجه میشوند. چه پای پلیس در میان باشد، چه شهرداری یا دستگاه قضایی، بهمحض آنکه ترک باشید، رویهای متفاوت درباره شما به اجرا درمیآید. ممکن است چنین به نظر برسد که پیشرفتهای ملموسی حاصل شده است، اما در واقع نتیجهای در بر نداشته است.
پرده ابهام بر سانحهای که صادق احمد در ۴۸ سالگی در آن جان باخت، پس از گذشت ۳۱ سال همچنان کنار نرفته است.
آسافاوغلو با اشاره به این موضوع میگوید این حادثه بهصورت عامدانه به فراموشی سپرده شده است.
او گفت: پرده ابهام از روی این سانحه غمانگیز و مشکوک هرگز کنار نرفته است. خودروی دخیل در این سانحه که آن را در مقر حزب به نمایش گذاشته بودیم، از سوی افرادی که هویتشان همچنان ناشناخته است، سرقت و نابود شد.
وی افزود: حتی اجازه ندادند مردم خودرو را ببینند. بزرگترین میراثی که احمد از خود بر جای گذاشت، روحیه مبارزهجویی اوست که همچنان الهامبخش کسانی است که راهش را ادامه میدهند.
بایر میگوید خانوادهاش این واقعیت را هم بهعنوان زخمی عمیق و هم بهعنوان مسئولیتی سنگین با خود حمل میکند.
او در توصیف میزان فداکاری پدرش گفت که صادق احمد با وجود برخورداری از امنیت مالی، همواره خواهران و برادران ترک و مسلمان خود را در اولویت قرار میداد و برای این مبارزه، آسایش زندگی و حتی فرزندان خود را کنار گذاشت و در نهایت بهای سنگینی را با جان خود پرداخت.
این میراث تاریخی همچنان در خیابانهای تراکیه غربی و در حافظه جوانان آن زنده است.
فاتح سار حسن، از شهروندان تراکیه غربی، میگوید مهمترین میراث صادق احمد، آگاهی نسبت به وحدت، همبستگی و پایبندی به آرمان مشترک است.
حسن به تیآرتی ورلد گفت: با وجود آنکه هنوز در مسائل مهمی مانند به رسمیت شناخته شدن هویت قومی ما، حق انتخاب مفتیها و حل مشکلات آموزشی، پیشرفت مورد انتظار حاصل نشده است، ترکهای تراکیه غربی هرگز امید و عزم خود را از دست ندادهاند.
اصلان جان دلیباش
نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.























